صفحات وبلاگ

12345678910

فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
یاشاسن ایلم TURKMENSEHRA

درباره وبلاگ
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین .....!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز از خداوند نباید ازکسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.
پيوندها
آتالار نقلي
ماتال
ترکمن گوزل آدلري

turkmensehra0044


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1391ساعت 10:43   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1391ساعت 10:41   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1391ساعت 10:36   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1391ساعت 10:35   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1391ساعت 10:32   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 12:1   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 11:50   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 11:49   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 11:45   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 11:42   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 10:24   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 10:21   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 10:19   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 10:15   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 10:13   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:53   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:51   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:44   توسط مهدی کر  |  |

ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:43   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:40   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:37   توسط مهدی کر  |  |
Cary_Hekim
ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:36   توسط مهدی کر  |  |

ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:33   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:30   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:28   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:26   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:25   توسط مهدی کر  |  |
Lacyn_Azizim


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:23   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:20   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:18   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:13   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:11   توسط مهدی کر  |  |
tara0004


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:10   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:5   توسط مهدی کر  |  |

ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:2   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 9:1   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 8:58   توسط مهدی کر  |  |
Hojaberdi02
ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1391ساعت 8:54   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  سه شنبه 11 مهر1391ساعت 10:49   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  سه شنبه 11 مهر1391ساعت 10:43   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  سه شنبه 11 مهر1391ساعت 9:58   توسط مهدی کر  |  |

ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 17:32   توسط مهدی کر  |  |

 

ZÖHRE GURTNYÝAZ


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 17:29   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 12:11   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 12:9   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 12:7   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 12:5   توسط مهدی کر  |  |




ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 11:32   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 9:35   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 9:32   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 9:27   توسط مهدی کر  |  |


ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 9:23   توسط مهدی کر  |  |




ادامه مطلب====turkmensehra0044.blogfa.com
 نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 10:12   توسط مهدی کر  |  |
دانلود کتاب الکترونیکی  سفر نامه ناصر خسرو



 دانلود کتاب سفر نامه ناصر خسرو



لینک دانلود

پسورد : www.farsibooks.ir


 نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 10:5   توسط مهدی کر  |  |

درباره واژه ترکمان نظرات مختلفی ابراز شده است.این کلمه توسط مقدسی به سال372هجری قمری به کار گر فته شد.سپس مورخین وجغرافیه نویسان ازروز گارظهور وحضورسلجوقیان درپهنه تاریخی ،به دفعات مورد استفاده قراردارند.چنانکه تاریخ سیستان (438هجری-1036میلادی)چغری بیگ داوود"برادر طغرل سلجوقی "را"داوودترکمان"نامیده است.
به هرصورت چه قبل ازاین قرن وچه درچند قرن بعد،گروهی غزوترکمان رایکی وگروهی هم ازیکدیگرجدادانسته اند.ولی آنچه که به نظراین نگارنده محرض ومسجل است ،ترکمان"چه سلجوق وچه غیرسلجوقی"برآمده ازمیان غزها"اوغز-اوغوز"بوده اند.احتمالا سلجوقیان برواژه"ترکمان"بودن خود رداویل بیشترتآکید میکردند تابدین وسیله ازسایر غزان بیابان گردکه بعدها مزاحم خودسلجوقیان"درسلطان سنجر"هم شدند،خودراازآنها متمایزگردانند.
به علاوه منطقی آن است که غزانی که ازبین هم نژاد ترک خود به دین اسلام ایمان آورده بودند راترکمان یا"ترک ایمان"آورده بدانیم .بارتولدنیزترکمانان راغزهای مسلمان شده میدانند.
مروزی پزشک درباره سلطان ملکشاه سلجوقی به سال514هجری قمری درکتاب"طبیعت حیوان"خودکه اخباری را ازمردم وسرزمین های چین،ترک وهند آورده ومینورسکی آن رادرسال1942میلادی به انگلیسی ترجمه نموده،درباره غزوترکمان چنین مینویسند:هنگامیکه که انان (ترکان-غزها)باقلمرومسلمین تماس یافتند،بعضی اسلام آوردند وترکمان نامیده شدند.میان این عده وکسانی که قبول اسلام نکرده بودند خصومت های پدید آمد.سپس تعداد مسلمانانی نیکوشدند.آنان برکفار(ترکان وغزان مسلمان ناشده)غلبه یافتند وآنان رابیرون راندند ترکمانان درسراسرقلمرواسلام پراگنده شدند وجوش رفتاری کردند به حدی که برقسم اعظم قلمرو واسلام به سلطنت نشستند.
به اعتقاد اوپس ازجنگ بین ترکمانان مسلمان شده وترک های هم نژاد وغیرمسلمان آنان،این گروه ازخوارزم رانده ومنطقه بجنگ مهاجرت کردند.مینورسکی درزمان ترجمه مطالب این کتاب مروزی،خودنیزاشاره میکند"شایع گشتن اصطلاح ترکمان هم زمان با اسلام آوردن غزها بوده است ."ابوافداء درکتاب"البدایه والنهایه"خوددرباره علت لفظ ترکمان به اغوزها چنین می نویسد:"پس از آنکه سلجوق درسن107سالگی وفات یافت پسرانش جانشین وی گردیدند.یکی ازپسرانش میکائیل بارتکان کافربه جهاد پرداخت ودراین راه جان خود رافدانمودبعداز وی پسرانش طغرل وچغری جای اوراگرفتند وکارشان رونق یافت وترکان مسلمان گردشان را گرفتندایشان ترک ایمانند که مردم ترکمان گویند".مؤلف کتاب"المختصرفی اخبارالبشر"درخصوص وجه تسمیه ترکمان به اوغوزها مطالبی ارائه نموده است .که اگر چه نمیتواند از صحت علمی برخوردارباشد ونیزموردتوجه ومداقه علمی قرارگیرد،ولی ازجهت آشنایی باطرزتلقی گذشتگان درباره لفظ ترکمان حائزاهمیت میباشد.وی مینوسد:"ایشان(غزان)طایفه ازترکان بودندکه درماوراءالنهرمتمکن بودندکه پادشاه ختا آنان راازآنجا بیرون راند.پس آهنگ خراسان نمودند وحال آنکه کافربودند،اسلام آوردن وبامسلمانان معاشرت کردند.بعضی ازافراداین قوم اسلام آوردندوبا خراسانیان معاشرت نمودندوزبان خراسانیان را آموختندومیانه قوم خودومردم خراسان،مترجم بودندوبه مرورایام مردم خراسان مسلمانان طایفه غزان راترجمان می گشتند رفته رفته قوم غزهمگی مسلمان شدند لذابه همگی اوغزها ترکمان اطلاق نمودند.
رشیدالدین فضل الله همدانی،مؤلف کتاب"جامع التواریخ"که بخش قبایل توجهی ازاثرش رابه برسی پیشینه،تقسیمات ووجه تسمیه وسایرویژگی قبایل وطوایف گوناگون ترک ومغول اختصاص داده ،درباره وجه تسمیه اغوزها به ترکمان درکتاب "جامع التواریخ"(جلد1،ص30تا43)چنین اظهار نظرمیکند:-لفظ ترکمان درقدیم نبوده وهمه اقوام صحرانشین ترک شکل رامطلق می گفتند.وقتی اغوزازولایت خودبه بلادماورالنهروایران درآمدوتولد وتناسلی ایشان دراین ولایت بسیار شدبه سبب اقتضأ آب وهواشکل تاجیک گشتندوچون تاجیک مطلق نبودند،اقوام تاجیک ایشان راترکمان گفتند،یعنی به ترک مانندوبدان سبب این نام برمجموع شعب اقوام اغوزاطلاق رفته وبدان معروف شده اند.
محمودکاشغری درقرن 5هجری(11میلادی)در"دیوان لغت الترک"خودترکمان رابه معنی"ترک مانند"گرفته وبرافسانه واسطوره ای دراین باب چنین تکیه میکند:-درزمان آمدن اسکندربه سرزمین ترکان حکمران ترک منطقه بالا ساغون به جانب شرق که درآنجا فقط 22نفرمانده بودندعقب نشینی کرد(که این22نفرقبایل بیست دوگانه اوغوزرا ارنظروی تشکیل دادند.)
کمی بعد دونفردیگربرتعدادآنها افزوده شد.اسکندربه این24نفرکه باخود علائم ومهر(اونقون وتمغا)ترکی حمل میکردندبه زبان فارسی گفت که باعث گردیدکلمه ترکمان به وجودآمد.
دیسن راس به نقل ازآرمینوس وامبری میگوید:"وجه تسمیه ترکمن ازکلمه "ترک"اسم خاص که عشایرهمواره به هنگام صحبت ازخودبه کارمی برندمشق شده است و"من"پسوندی است معادل شیپ یادم در زبان انگلیسی بنابه گفته مینورسکی تعبیری که جین دنی درکتاب خودارائه میدهدنیزمیتوانددرست ترین مفهوم ازکلمه ترکمن باشد،طبق این تعبیرترکمن ازترکیب"ترک"وپسوند"من"لفظی که درزبان ترکی مفهوم تشدیدیابزرگ نمودن راداردتشکیل شده است.طبق این نظریه ترکمن احتمالآ به معنای ترک پورسانگ یا به زبان ایتالیایی ترکون میباشد(5،ص26-27) 
نظریه هنرفیلد:
(هنرفیلد) مردم شناس در بارۀ واژه ترکمان مینویسد: ایرانیان وجه تسمیه ترکمان را بدین طریق شرح میدهند که ترکمان در موقع حمله به خراسان با زبان آن سامان ازدواج کردند و اولاد آنان ترکمان یعنی مانند: ترک نامیده شدند. این وجه تسمیه ظاهرا موجه ، نادرست و متناقض به نظر میرسد زیرا عدۀ زیادی از افراد این قوم که ترکی حرف میزدند ودر آن سمت جیحون باقی مانده اند خود را ترکمان میخوانند. به عقیدۀ من این نام از کلمه ترک و کومن ترکیب یافته و به آن قسمت از قوم کومن که در سمت شرقی دریای خزر تحت استیلای ترکان آلتایی باقی ماندند اطلاق شده است. یک قسمت مستقل دیگر آمده در سمت غربی دریای خزر ودر سمت شمال دریایی آزوف استقرار یافتند وبعد ها بسوی مجارستان رفتند، بین ترکمن ها وازبک ها من اختلاف قبیلۀ من بینم و لاغیر و از لحاظ نوع و شکل مشابه هستند . صورت صاف که در قسمت چانۀ نوک تیز وبزرگ است . ریش آنها زرد رنگ ، سرآنها اغلب ، بدن آنها که قوی و عضلاتی است کوچک به نظر میرسد.
ولی اختلاف بین این دو وجود دارد وان اینکه ترکمنها بادیه نشین وازبکها ده نشین هستند. سپس از آنکه ترکمان (ترکها) به میان فارسی زبانان آمده اند . وقتی فارس ها از آنان سوال می کردند که هستی؟ جواب میدادند : ترکمن یعنی من ترک هستم. در دایرة المعارف فارسی مصاحب در بارۀ کلمۀ ترکمان چنین آمده است: ترکمن یا ترکمان نام مردمی ترک ( ترکها) و مسلمان سنی ، ساکن آسیای مرکزی و مستطیل الرأس (دارای سرکشیده ) هستند، و به این جهت به آسانی شناخته میشوند(درازی سرآنها تاحدی درگهواره به عمل می آید). جمعیت آنها را 10 ملیون برآورده کردند.
ترکمنها قریب %72 جمعیت ترکمنستان را تشکیل میدهند. در ایران تمرکز آنان بیشتر در گرگن ( ترکمن صحرا) و در افغانستان در قسمت شمال وشمال غربی افغانستان زندگی می نمایند.از قبایل متعدد آنها آرساری ، یموت و کوکلان میباشد. در خانه های استوانه مانند : معروف به ابه (الاچیق) زندگی میکنند . عدۀ کثیر از آنها زندگی چادر نشینی دارند ، و جمعی نیز به کشاورزی پرداخته اند .
نام ترکمان را از قرن پنج هجری قبل (11 میلادی) مؤرخین ایرانی مانند: گردیزی وابوالفضل بیهقی به همان معنی اوغوز درترکی و غز در عربی وفارسی بکار برده اند از سلسله های ترکمان که سابقا در ایران حکومت کرده اند قراقوینلو ( 771 – 872 هـ.ق) آق قوینلو (800 – 908 هـ.ق) میباشند ترکمنها از جملۀ ترکمانان آسیایی مرکزی بودند که پس از حملۀ مغول خصائص نژادی خود را حفظ کردند. چون خود آنها نتوانستند مملکتی تشکیل دهند ، در کشور های مختلف (ایران ، خوارزم ، بخارا در قرن هفتدهم میلادی در افغانستان ) میزیستند. ولی تا حدی خود را حفظ میکردند وبه کرات قشون های را که برای سرکوبی آنان فرستاده شد مقهور کردند قبایل ترکمن با دیگر نیز اغلب در جنگ بودند وفقط از جنبۀ ادبیات منظوم وحدتی داشتند ، بدین معنی که جملگی مختوم قلی ( نیمۀ دوم قرن هجده میلادی و نیمۀ اول قرن نوزده میلادی ) را شاعر محلی خود میشمردند. با فتوحات روسیه در آسیای مرکزی ، ترکمنها مقهور شدند.
سرزمین های آنها درسالهای بعداز 1885 بین روسیه ، ایران و افغانستان تقسیم شد در " کتاب لغت برهان قاطع" در سال (1062 هـ.ق) در بارۀ کلمۀ ترک چنین آمده . به ضم اول وسکون ثانی معروف است که نقیض تاجک باشد و گویند از اولاد یافث بن نوح اند.
ولایت ترکستان را نیز به طریق مجاز ترک گویند و کنایه از مطلوب و معشوق و غلام باشد . در بارۀ ترکمن نیز مینویسد: به معنی ترک مانند است ولقب طایفّۀ هم است از ترکان بی اعتدال گویند آنها از اولاد یافث بن نوح نیستند . در پانویس همین صفحه نیز دربارۀ ترکمان چنین آمده : ترکمان یا ترکمن نام قومی است ترک در آسیای مرکزی این نام از قرن پنجم هجری (11 ملادی) نخست به شکل جمع فارسی ترکمانان توسط نویسندگان ایرانی مانند: گردیزی وابوالفضل بیهقی استعمال شده وبه همان معنی که اغز در ترکی و غز در عربی وفارسی بکار رفته ، میدانیم که غزان نخست در مغلستان سکونت داشتند ودر کتبیه های اورخون متعلق به قرن هشتم میلادی ذکر ایشان در مغولستان رفته . اغزان مزبور را ترک محسوب داشته اند نه ترکمان و ترکمانان را فقط در جانب مغرب یاد کرده اند.
به علت مهاجرت های ترکمانان بسوی مغرب ، زبان وقیافۀ آنان تعدیل شد ، به قسمی که بین ایشان و بقیه ترکمانان فقط شباهتی مختصر باقی ماند . امروزه ترکمانان در اسیای مرکزی وشمال گرگان و خراسان سکونت دارند.


 نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 9:58   توسط مهدی کر  |  |
طوايف تركمنها 
تركمنها به قبايل و تيره هاي متعددي تقسيم مي شوند كه در ذيل نام آنها را مي آوريم: 
عالي ايلي، چاودار، يمرلي، ارساري، سالور، ساريق، تكه، يموت، گوكلان.
اكنون به بررسي محل زندگي و خصوصيات آنها مي پردازيم با توجه به اينكه بيشترين اطلاعات در كتابهاي مختلف در مورد سه طايفه تركمن يعني تكه، يموت و گوكلان آمده است در مورد ساير طوايف تركمن فقط به معرفي و توضيحي مختصر اكتفا مي كنيم. 
تركمنهاي عالي ايل: آل ايلي يا علي ايلي ها عمدتاً در ناحية اندخوي در مرز شمالي افغانستان ساكن بودند، هرچندكه بخش كوچكي از اين قبيله در مرز شمالي و ايالات قوچان و دره گز ايران زندگي مي كردند و تابع امير افغانستان بودند. 
تركمنهاي چاودار: چاودريا چوديرها در منطقه بين مانقشلاق و خيوه زندگي مي كردند تيره‌هاي عمدة آنها از بحر خزر تا «كهنه اورگنچ» و«بولدومساز» و«پرسو» و«گوگ‌جق مرو» متفرق مي‌باشند. 
تركمنهاي يمرلي: يمرلي ها در سمت شرقي آمودريا ساكن بودند. 
تركمنهاي ارساري: اين قوم تركمن در ساحل چپ آمودريا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمين داخل افغانستان سكونت داشتند. ارساري ها يكي از قبايل كثيرالعده تركمن در آسياي ميانه بودند. بعد از غلبه روسها بر تركمنستان، اكثر ارساريها به دولت روسيه توسط بخارا خراج مي پرداختند و تعداد كمي از آنها تبعه افغانستان بودند. اكثر آنها اسكان يافته بودند؛ آنها در روابط بين خانات بخارا و افغانستان نقش عمده داشتند و منتصب به چند تيره مي شدند. الف- قارا: ب- باكول: ج- آلاچا، هـ - اوكا. 
تركمنهاي سالور: سالورها يكي از قديمي ترين قبايل تركمن بودند. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگها و مهاجماتي كه موقع انتقال قسمت عمده تركمنها توسط سلجوقيان از آسياي مركزي به غرب روي داد بيشتر بود. سالورها در شرق سرزمين تكه، بين سرخس و رود مرغاب، مي‌زيستند. 
و در اواخر دوران صفوي تركمنهاي سالور در ناحيه «اتك» و «آخال» مسكن گرفتند. 
و بعد از مرگ نادرشاه حركت تدريجي خود را به سوي خراسان آغاز كردند. سالرها در دوران پادشاهي فتحعليشاه خود را به رود تجن رساندند عباس ميرزا نايب السلطنه درگيريهاي زيادي با اين اقوام داشته است. سرانجام وي براي ريشه كن كردن اين قوم در 12جمادي الثاني 1248هـ. ق. راهي سرخس شد و عدة زيادي از سالرها را اسير كرده به مشهد آورد. 
تقسيم بندي آنها به قرار ذيل است: الف- يلواج (يالاواچ) ب- قره‌مان ج- آنابوگلي. كه هركدام از اين طوايف نيز خود به شعبات مختلفي تقسيم مي شوند. 
تركمنهاي ساريق: يك قبيله قديمي ديگري بودند كه در ناحية پنجده كنار رود مرغاب، شرق سالورها ساكن بودند. اينها هم مانند سالورها به شجاعت مشهورند و مانند آنها تعدادشان بعجله روبه كاهش گذاشته است. اين طايفه به قبايل متعددي با نامهاي خراسانلي، بيراج، سوخته، آلاشا، هرزقي تقسيم مي شوند كه هركدام داراي شعبات مختلفي هستند. ساريق ها در كنار رودخانة مرغاب اشتغال دارند و به اين واسطه به زراعت و باغباني مي پردازند. گله‌هاي زياد گوسفند و شتر كثير دارند كه نزديكي رودخانه قاراتپه در دامنة شمال پاروپامسيوس خوراك فراوان به جهت آنها موجود است. 
تركمنهاي تكه: تكه بزرگترين و نيرومندترين قبيله تركمنهاست كه نفوذ آنها دركشورهاي مجاور بلكه در ميان كل مردم تركمن محسوس بود. قدرت فزاينده تكه، رهبريت تركمنها را به آنها داد. همانطوريكه در واقع اسم آنها هم تلويحاً بيانگر آن بود. 
آنها در آخال و واحه هاي مرو، و در سرتاسر كوير و اوزبوي، از نزديك چاههاي ايگدي گرفته تا مرزهاي واحه خيوه مي زيستند. زماني اكثريت جمعيت تكه در سرزمين آخال ساكن شده بودند، اما بعد از اينكه سدي روي مرغاب ساخته شد، عده اي به واحه مرو انتقال يافتند، كه بدين ترتيب مرو از واحة آخال پرجمعيت‌تر گرديد. و بواسطه اسم محل سكناي خود موسوم به آخال تكه و تكه مرو شدند. 
علت انتقال تكه هاي مرو از واحة آخال فشار جمعيت و نداشتن زمينهاي زراعي كافي و عدم وجود آذوقه در آخال بوده است كه يكي از رهبران تكه بنام قوشيدخان با زدن سدي بر روي رودخانه مرغاب آن واحه را آباد مي كند. و تكه هاي مرو در سال 1835 از آخال تكه جدا مي‌شود و در مرو در كنار رودخانه مرغاب سكني مي گزينند. آنچه كه از آنها اطلاع در دسترس است اينكه در آن اوقات عدة زيادي از تركمنهاي تكه به راهنمائي اورازخان از زمين آخال حركت كرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستاي جيار كه در انتهاي هري رود واقع است رسيدند. 
سي سال بعد تكه ها جنگ خونريزي را با ايرانيهائي داشتند كه از طرف قاجاريه جهت تنبيه و غارت آنها فرستاده شده بودند در اين جنگ - كه به جنگ مرو معروف است- تكه ها شكست سختي را بر قشون ايران وارد ساختند. بعد از شكست ايرانيها تركمنهاي تكه «تراكمة ساريق وسالور را مطيع خود نمودند و تمام خاك مرو را تصرف كرده و خودرا نه تنها از تبعيت ايرانيها خلاص كردند، بلكه از تبعيت اهل خيوق نيز بيرون آمدند. 
تكه ها كه از نيرومندترين و شجاعترين طايفة تركمن هستند در مقابل هجوم قشون ايراني و روسي مقاومتهاي زيادي مي كنند و شكست زيادي را به اين دو مهاجم قدرتمند و نيز حاكم خيوه وارد ميسازند. در مورد شجاعت تكه ها در گرگان نامه مسيح ذبيحي اينگونه آمده است كه : ««تنها تراكمة تكه سبب هستند كه روسها با هزار زحمت وضع حاليه خود را در آسياي وسطي تحصيل نموده اند ]و[ نتوانند روابط خود را در اين ممالك وسعت دهند.. كار آساني نخواهد بود كه روسها تراكمه تكه را به اطاعت درآورند. آنچه بيشتر اسباب صعوبت انقياد تراكمة تكه است نه تنها شجاعت آنهاست كه چندين دفعه علايم آنها به ظهور رسيده است بلكه ميل زياد آنها به آزادي مي‌باشد.» 
مسكن دائمي تكه ها نوار باريكي بود كه در طول كوپت داغ، از قزل آروات تا گاوارز، و دشت حاصلخيز مرغاب قرار داشت. به گفته گرودكوف، اكثر دهات تكه مخصوصاً در آخال، بوسيلة ديوارهاي گلي بلند احاطه شده و بصورت مكانهاي استحكاماتي در مسير رودخانه ها، گاهي تك، بعضي اوقات بصورت جفت و حتي گروههاي بزرگتر قرار داشتند. 
مهمترين اينها عبارتند از: در كانال گوزباشي، باگير، قاري قالا، ميراوا. گوكجه، ساليك قالا، قبچاق و عشق آباد؛ در رودخانه كوزلوخ، يميشان، شوقالا، كياليجار، باب آراب، گومبت لي. وايزگنت قرار داشت؛ در رودخانه فيروزي يني سو و رولمتاي بوزمين قرار داشت و سرانجام در سكيزياب، يانگي قالا، گوك تپه ، كهنة گوگ تپه و آخال واقع بود. 
تكه ها به دو تيرة عمده تقسيم مي شوند به نامهاي توختاميش و اوتاميش، تكه هاي توختاميش خود به دو تيرة بك و وكيل منشعب مي شوند كه از هركدام تيره هاي متعدد ديگري انشعاب پيدا مي‌كند. تكه هاي اوتاميش نيز به دو تيرة سيچمازشامل و باخشي شامل تقسيم مي شوند كه هركدام از آنها نيز به تيره هاي كوچكتري تقسيم مي شوند. 
تركمنهاي يموت: يموتها از قبايل قديمي و پرجمعيت تركمن است و آنها نيز به مانند تكه ها از طوايف نيرومند و شجاع تركمن هستند كه در مصاف جنگ با ايرانيان و تزارهاي وحشي شجاعت و نيرومندي خود را بارها به ثبوت رسانيدند. 
يموتها كثيرالعده و شديداً پراكنده شده‌اند و ساكن مناطق استرآباد تا كراسنوودسك (قزل سو) سواحل شرقي درياي خزر و اطراف خيوه بودند. 
در گرگان نامه مسيح ذبيحي در مورد معرفي تركمنها مطالب ارزنده اي آمده است كه مختصراً مي‌آوريم. ««در معرفي تركمنها ‌ ابتدا به آنهايي اشاره خواهيم نمود كه بيشتر در اطراف مشرق سكني داشته و با روسها بيشتر مربوط بوده و معروفتر از ديگران هستند. نزديك درياي خزر مابين رودخانه هاي اترك و گرگان تراكمه قره چوقا كه اصلاً يموت هستند سكني دارند و همچنين تراكمه بايرام شالي است كه قسمت بيشتر آن در خيوق هستند و حال آنكه به همه جهت به قدر هزار خانواده از تراكمة قراچوقا در خيوق مي باشند 
تراكمه قراچوقا كه در نزديكي درياي خزر زندگي مي نمايند به دو قسمت تقسيم مي شوند: يك قسمت آن شريف جعفرباي مي باشد كه به قدر هشت هزار خانواده در ساحل درياي خزر زندگي مي كنند. قسمت ديگر كه موسوم به آق آتاباي يا چوني است به قدر هفت هزار خانواده است كه پهلو بلكه قدري بيشتر در طرف مشرق زندگي مي‌كنند. در ميان عامة يموت اين دو اسم مشهور مقبول است و نژاد شرف و از شرف و چوني از چوني سخت عار مي‌كشند و حمايت دارند واتفاق و اتحاد ايشان در واقع سخت و موجب بسي حيرت است كه در حقيقت جزو اخلاق آنهاست. 
هر خصومت و رنجشي كه درميان آنها حاصل مي شود رنجش و خصومت ايليت است همين كه پاي غير به ميان آمده تمام با هم متفق مي شوند در ميانة يموت نجبارا «ايگ» و نانجيب را «قول» مي‌نامند. ايگ آنهايي هستند كه پدرو مادرشان يموتي است. قول آنهائي هستند كه پدرشان يموت و مادرشان از ولايت است. 
سرزمين يموت محدود است از شمال به اترك، از مغرب به درياي خزر از جنوب به دهات اتك استرآباد يعني بلوكات سدن رستاق، استراباد رستاق، كتول، فندرسك و سنگر، همه جا كنار جنگل علامت مرزي است و دشت پهناور ماوراء آن زير تسلط تركمن ها است. و از طرف مشرق به هرهر و ياس تپه و يك باريكه خاك بي طرفي كه بين اقامتگاههاي يموت و گوگلان واقع است. 
نام ايل يموت ماخوذ از اسم يموت پسر اغوزجك است. يموت صاحب دو پسر به نامهاي «اوتلي تمور» و «قوتلي تمور» بوده است، اتلي تمور جد عشاير يموت خيوه و قتلي تمور جد مردم يموت ساكن در ايران هستند. 
يموتها در ايام چنگيزخان و تيمورلنگ اراضي فعلي را كه در دست دارند بدست آورده سكني گرفتند. ... موقعي كه خاندان اتابكان حكمراني مي كردند يموت ها در منطقه شمال وشمال شرق ايران فعاليتهاي زيادي در تركمن كردن منطقه داشتند. 
محل استقرار اولية يموت عبارتند از: خوجه نفس، كمش تپه، خليج حسنقلي، چله كن (چهاركن)، چكيشلر، اترك . 
در اينمورد رابينو مي نويسد: ««محلات ذيل بعضي از اقامتگاههاي دائمي يموت است كه ذكري از آنها نشده است: 
الف- پست مرز مراوه تپه در ساحل جنوبي اترك در 72 ميلي شمال غربي بجنورد و بنابر اطلاع اهل محل 28ميل در مغرب بيرام الم. 
ب- پست مرزي ياغي الم هشت ميل در شمال غربي بيرام الوم. 
ج- چاتلي در هشت فرسنگي چكشلر و 32 ميلي (هشت فرسخي شمال غربي گنبدقابوس).
د- سنگرتپه در نزديكي مصب اترك در ده ميلي شمال شرقي تازه آباد. 
هـ- تازه آباد در ده ميلي شمال گمش تپه كه داراي هشت نه خانه متعلق به ماهيگران تركمن. 
ز- آلتين تخماق تقريباً در نيم فرسخي دريا و دو فرسخي انچلي.
ح- گورك سفيد در دوميلي گمش تپه و دو ميلي دريا.›› 
ييت مي‌نويسد: «يموت ها ظاهراً مردمي با ايمان و نسبت به معتقدات خود پاي بند بودند، حتي خان هاي همراه ما نيز چندمرتبه در روز نماز خود را بجاي مي آوردند.» 
اعتقاد كاملي به كلام ا.. مجيد دارند. و در شهر صيام هرگاه مسافرت كنند تا آن مسافرت از ضروريات اسلامي نباشد روزه نمي‌خورند. به مشايخ و قضات و خوجه و صوفي خيلي احترام مي‌كنند و نذورات براي آنها مي برند. 
بعد از قتل عام يموتهاي خيوه توسط روسها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ايران در هم شكست. قسمتي از يموتها تسليم روس و قسمتي ديگر تسليم ايران شدند. در آن تاريخ آنها تقريباً 40000 خانوار (جمعاً 200000نفر) بودند. در حدود 15000 خانوار اطراف خيوه و 25000 خانوار در شمال خراسان ايران وساحل شرقي درياي خزر زندگي مي كردند. 
در گرگان نامه آمده است «بزرگتر و متمول‌تر و متمدن ترين تمام طوايف يموت اول طايفة جعفرباي وثانيا طايفة آتاباي است. ولي هيچ طايفه به تمول و تمدن جعفرباي نمي‌رسد» و عدة يموت‌ها تقريباً هفت هزار خانوار است، كه يك سوم صحرانشين اند و بقيه اقامتگاه ثابت دارند، جعفرباي ها ملاح و ماهيگر و تجار قبيله اند و وضع كارشان از همه بهتر است. بعد از آنها آتاباي داز و دوجي و يلقي قرار دارند. پست‌تر از همه چارواهاي بياباني و سركش و فقير تيره هاي قان يوخمز وايگدر مي‌باشند، كه فقط معاش روزانه را در چادرهاي خود موجود دارند تيرة داز به افسانه‌هايي اعتقاد دارند كه به موجب آن ايشان از بازماندگان خاندان پادشاهي هستند. همسايگان آنها نيز ايشان را ارجمندترين تيرة قبيلة يموت مي‌شمارند قبيله هاي يموت از حدود غربي به مشرق به ترتيب ذيل مقيم هستند. جعفرباي، آتاباي، يلقي، داز، دوجي، بكه، بهلكه، بدراق، ايمير، كوچك، سلاخ، قجق، قان يوخمز و ايگدير. 
تراكمه جعفرباي چون در سواحل سكني دارند سابقاً اسباب واهمة ايرانياني بوده اند كه در سواحل درياي خزر سكني دارند و ايرانيها آنها را سارقين دريا و اشرار مي پنداشتند. 

تركمنهاي گوگلان: گوگلان اسمي است با مسمي، زيرا كه گوگلان مشتق از دو كلمة گوك ولان و گوك به تركي سبزولان به معني جايگاه است. قبيلة گوكلان سرزمين محدودي را در مصب گرگان رود در اشغال دارند. منطقه آنا از ياس‌تپه در ساحل جنوبي رودخانه در مغرب تا سرچشمة گرگان رود در يلي چشمه و دهنة گرگان رود در تنگراه و يا تخميناً از طول جغرافيايي 55 تا 56 درجة‌ شرقي مي‌باشد.
شهرهايي كه اراضي گوگلان را در جلگة گرگان مشروب مي سازند، عبارتند از: آب حاجي لر، كچه قره شور كه از قلعه كافه و دوزين جاري مي شوند و آب بانيل از وامنان وآب چقربيگدلي از دهنة فارسيان و فيرنگ و آب اوبه خالّي خان از دهنة تنگراه. مردم گوگلان افرادي كشاورز و در عادات خود مانند باديه نشين ها نيستند. اينان در همان چادرهاي نمدي تركمن زندگي مي- كردند، اما دير و بندرت اوبه يا محل سكونت خود را عوض مي كردند و در نتيجه محلي كه آنها در آن بسر ميبردند بسيار كثيف و نامناسب مي نمود. با روسيه تجارت گاو و گوسفند و پارچه ابريشمي دارند و درخت توت پرورش مي دهند و كرم ابريشم تربيت مي كنند و قدري نيز ترياك مي كارند و به استعمال آن نيز سخت معتادند. مصنوعات ايشان فقط نمد و فرشهاي زبر و مقداري پارچة ابريشمي است. مردمش مطيع‌تر از يموت و در خط رعيتي و زراعت طرف نسبت با يموت نيستند. آرمينيوس وامبري دربارة گوگلانها مي نويسد: ««اگر بخواهم از روي وضعيتي كه داشتند ومناسباتي كه بين آنها و همسايگانشان برقرار بود قضاوت نمايم بايد آنها را بديدة صلح‌جوترين و متمدن‌ترين تركمنها نگاه كنم و به همين عنوان معرفي نمايم. غالب آنها از روي ميل به امر زراعت مشغول هستند و خود را تابع ايران مي دانند. 
بهرحال اراضي گوكلان حاصلخيز و قابل، هوايش سلامت و نسبت به هواي يموت ييلاق و داراي چشمه سارهاي زيادي است. و يكي از زيباترين مناطق شمال خراسان است. ولي بواسطه كمي جمعيت فرسخ ها از اراضي ايشان عاطل و بي حاصل مانده است. 
كلنل ييت كه سفري به ميان گوكلان ها داشته و آنها را از نزديك مشاهده كرده است مي- نويسد:‹‹به نظر مي‌رسيد كه آنها تيره‌هاي بسيار متفاوتي از تكه ها، ارساري ها و ساير تركمن هاي ديگري كه تا آن موقع ديده بودم باشند بعضي از آنها بور و تعدادي نيز زرد پريده رنگ بودند و در مقايسه با تكه‌ها و ساريك‌ها ريش‌هاي پرتري داشتند آنها اسبهاي بهتري را سوار بودند و كلاههايي از پوست بره، تقريباً بزرگتر و پهن تر از كلاههاي عادي بر سرداشتند. درون آلاچيق‌هاي آنها نيز وضع خوبي نداشت، از قاليهاي زيبايي كه تكه‌ها و ساريك‌ها بر كف چادر فرش مي كنند و يا كيف هايي كه بر ديوار مي آويزند، خبري نبود، علت اين امر، فقر يا نداري آنها نبود، چون وضع خوبي داشتند بعضي از سران آنها ثروت زيادي داشتند، از جمله سبحان قلي‌خان رئيس ابه‌هاي شغال تپه» بلكه علت آن اين است كه گوكلان ها مانند طايفه هاي ديگر هنر قاليبافي و كيف بافي و ... را نداشتند و تنها هنر آنها در زمينه صنايع دستي نمدبافي مي باشد ونيز آنها همواره ساده زندگي مي كردند وبه بكار بردن اشياء قيمتي در منازل خود اشتياق نداشتند.
گوكلان ها پيش از طوايف ديگر تركمن مطيع ايرانيان شدند زيرا ««آنان در سرزميني كه به سر ميبردند به علت حملات پي در پي ايرانيان زندگي آرامي نداشتند و پيش از آنكه ايران آنها را تسليم خود كند مورد تهاجم آقامحمدخان (پادشاه ايران) و محمد امين خان (حاكم خيوه) قرار گرفتند و تاحدود زيادي نابود شده بودند. بدين طريق آنها چاره اي جز تسليم شدن به شاه ايران در اوائل دهة 1840 نداشتند.»» 
طوايف و قبايل مقدس تركمن ها 
غير از طوايف و تيره هاي مختلف تركمن، تركمنها داراي چهار طايفه ديگري موسوم به اولاد هستند. اين طوايف چهارگانه اولاد از طوايف مقدس تركمن به شمار مي آيند. زيرا آنها خود را از نسل خلفاي راشدين « رضي الله تعالي عنهم اجمعين» مي دانند. 
اين طوايف عبارتند از: الف- شيخ از نسل حضرت ابوبكر صديق (رض) ب- مخدم (مختوم) از نسل حضرت عمرفاروق (رض) ج- آتا از نسل حضرت عثمان ذي النورين (رض) د- خوجه از نسل حضرت علي مرتضي (رض).
اين طوايف چهارگانه كه از چهاريار پيامبر(ص) انشعاب يافته اند بخاطر اينكه چهاريار از ياران و خويشاوندان نزديك رسول اكرم (ص) مي باشند اولاد آنها در نزد تركمنها مقدس شمرده مي‌شوند. چرا كه حضرت ابوبكر(ع) پدرزن پيامبر اكرم(ص) مي‌ باشد، حضرت عمر(ع) هم پدرزن پيامبراكرم(ص) و از طرف ديگر داماد حضرت علي(علي) مي باشد. حضرت عثمان (ع) و حضرت علي(ع) هر دو داماد پيامبراكرم (ص) مي باشند. و روايت است كه مي گويند آنها (اولاد) براي تبليغ دين مبين اسلام و از طرف ديگر بعلت فرار از ظلم و جور خلفاي اموي به ميان تركمنها آمده اند. و تركمنها به آنها اولاد گفته و احترام بسيار زيادي نسبت به آنها قائل بودند و هستند. از ميان اين طوايف. آتا و خوجه پرنفوذترين آنها هستند. به جهت اينكه فرزندان اين دو طايفه از نوادگان و اهل بيت رسول اكرم(ص) محسوب مي شوند. 
در كتاب ايرانيان تركمن آمده است: «گروهي از تركمنها نيز به اولاد مشهورند. آيرونز آنها را قبايل مقدس مي‌نامد. اين گروه به چهار قسمت تقسيم مي شود كه هركدام از آنها خود را فرزندان يكي از خلفاي راشدين (رض) مي دانند. اين تنها گروهي است كه در عين تركمن بودن در شجرة اصلي تركمنها جاي ندارد»». 
آنها در هنگام جنگهاي قبيله اي بين تركمنها و حتي در سخت ترين شرايط مي توانستند آزادانه در ميان تمام طوايف متخاصم رفت و آمد نمايند و در دعواي آنها ميانجيگري مي كردند و بارها همين اولادها جدال‌ها و ستيزهاي بزرگي را در ميان طوايف تركمن خنثي نموده و بين گروههاي متخاصم آشتي ايجاد نمودند. ويليام آيرونز در مورد طوايف مقدس و محل آنها مي نويسد: ««همواره يك كانال ارتباط ميان طوايف متخاصم حفظ مي گرديد كه مي‌شداز آن براي برقراري صلح و نيز انجام ساير مقاصد استفاده كرد. اين كانال ارتباطي عبارت از قبايل كوچكي بود كه ادعا مي كردند از اعقاب خلفاي راشدين هستند. تمام قبايل معمولي تركمن همواره با اين قبايل داراي تبار مقدس مناسبات صلح آميز داشتند، زيرا به اعتقاد تركمنهاي معمولي، ياغي شدن به آنها موجب عقوبت شديد الهي بود. اعتقاد به اين عقوبت مي توانست نه فقط از ياغي شدن بلكه از عمل خصومت آميز غيرموجه عليه هريك از اعضاي قبايل مقدس جلوگيري كند. هنوز هم حكايت هاي متعددي دربارة ديوانه شدن كساني كه اشتباهاً بجاي تركمنهاي معمولي به قبايل مقدس حمله كرده و اموال آنها را سرقت كرده بودند نقل مي شود. 
بنابراين اعضاي قبايل مقدس كه اولاد خوانده مي شوند. مي‌توانستند به منظور تجارت يا بعنوان پيكهاي سياسي آزادانه در بين گروه هاي متخاصم رفت‌وآمد كنند. منزلت خاص اولادها مستلزم آن بود كه آنان در جهت برقراري صلح ميان قبايل متخاصم اقدام نمايند. اين نقشي بود كه تا اندازه‌اي از همه گروههاي بي طرف انتظار مي‌رفت، ليكن الزام اولادها به ايفاي اين نقش از ديگران بيشتر بود. افراد مطلع مي‌گفتند، پس از آن كه حمله اي به گروههاي خصم صورت مي‌گرفت، اولادها گهگاه به دفاع از قربانيان حمله برمي خاستند و با مطرح كردن فقر و تنگدستي آنان خواستار پس دادن بخشي از احشامشان مي شدند. 
گفته مي‌شود گاه بخشي از اموال غارتي واقعاً مسترد مي گرديد، اما هيچگاه تمام آنرا پس نميدادند. وقتي ميان دو طايفه خصومتهايي با ابعاد بزرگتر از گوسفند دزدي درمي‌گرفت اولادها ميان گروه‌هاي متخاصم رفت و آمد مي‌كردند و خواهان برقراري صلح و آرامش مي شدند. البته آنان هميشه در كوششهاي خود موفق نبودند. مع ذلك، نقش اولادها، بعنوان يك كانال سياسي، براي تمام يموتها ارزشمند بود و بخش مهمي از ساختار سياسي سنتي آنان را تشكيل مي داد» 
ييت مي نويسد: «مي‌گفتند كه يموتها به انتقام اسبي كه گوكلان ها از آنها دزديده بودند، سعي داشتند تا به آنها ضربه اي بزنند، اما تنها چيزي كه آنها به آن برمي‌خورند دختربچه‌اي بوده است كه دست مادر كور خود را گرفته و او را راه مي برده است. آنها دختر را برداشته و با خود به غنيمت بردند به اميد اينكه شايد گوكلان ها براي باز پس گرفتن وي راضي شوند تا مبلغي را به آنها بپردازند، از بدشانسي آنها اين دختر متعلق به خواجه يا سيد بود و زماني كه پدر وي براي باز پس گرفتن او نزد يموتها رفت آنها بدون طلب چيزي دختر را به وي پس دادند، بسيار جالب بود كه تركمنها اينقدر به خواجه يا سيد خود احترام مي گذاشتند و اموال متعلق به وي را مقدس مي‌دانستند و زماني كه چيزي را به سرقت مي بردند ومعلوم مي‌شد كه از آن سيد است خيلي زود نسبت به بازپس دادن آن اقدام مي كردند. تركمنهاي سيد مختارند تا آزادانه بين قبايل مختلف رفت‌وآمد كنند. ... اينان بسار مورد احترام يموتها هستند و هرگز از طرف آنها مورد هجوم و چپاول قرار نمي گيرند.» 
كلنل چارلزادوارد ييت داستاني را بيان مي كند كه در آن گروهي از يموتهاي قان يوخمز و ايگدر براي غارت به طرف گوكلان رفته و مقادير زيادي از گوسفندان آنها را غارت كردند وبا پيروزي و خوشحالي به دهكده برگشتند: 
«بلافاصله بعد از رسيدن به دهكده، هريك از افراد سهم خود را از غنيمت بدست آمده صاحب شدند، اما چيزي نگذشت كه نگرانيها شروع شده و شك و ترديد بر دلها مستولي گرديد، رومي گوسفندان علامتي مشاهده شد كه براساس آن گمان مي رفت آنها به خواجه يا سيدي تعلق داشته باشند، بهرحال اين موضوع صحت پيدا كرد و اولين چيزي كه در اين خصوص شنيدم اين بود كه خواجه يا سيدها براي بازپس گرفتن اموال خود به ده مرادخان آمده بودند. مرادخان فوراً نسبت به مسترد داشتن سهم خود اقدام كرده و توبه نمود و بسيار اظهار ندامت مي كرد از اينكه چرا بعداز مدتي كه غارتگري را كنار گذاشته بود بار ديگر خود را آلودة اين كار كرده است، بقيه افراد گروه نيز به نوبة خود آنچه را كه بدست آورده بودند بازپس دادند. يكي از آنها كه از فرط خوشحالي با كشتن يكي از گوسفندان در شب قبل دلي از عزا درآورده بود، ناچار گرديد تا يكي از گوسفندان خود را مايه بگذارد واين تمام چيزي بود كه از اين غارت نصيب وي گرديد. ترسي كه يموتها از سيدها دارند بسيار تعجب آور است، به محض آنكه بفهمند آنچه را كه به غارت گرفته اند از اموال سيد است نسبت به پس دادن آن اقدام مي كنند، تا مورد لعن و نفرين قرار نگيرند.» 
اين احترام و قداست سيدها نه تنها در ميان يموت بلكه در ميان تمامي طوايف تركمن همواره برقرار بوده است و حتي هم اكنون در ميان تركمنها قبايل مقدس تركمن از احترام و عزت نسبتاً زيادي برخوردار هستند. بطوريكه در ميان تركمن ها ضرب المثلي است كه مي گويند ««اولادينگ ايتيني كشكي گورمه»» يعني حتي سگ سيد را كشكي نبين. و اين ضرب المثل بخاطر ترس آنها از لعن ونفرين سيدها مي باشد.

گروههايي كه هم اكنون « تركمن » ناميده مي شوند قبلا « غز » ، « غوذ » ، و يا « اغوذ » ناميده مي شدند كه از نام جد مشترك آنها يعني اغوذ « خان » گرفته شده بود ، در اينكه چرا آنها تركمن ناميده مي شدند ، دليل قانع كننده اي وجود ندارد ، تنها در كتب قديمي به اين مطلب بر مي خوريم كه تركمن ها در جواب« تو كي هستي ؟ » مي گفتند « ترك من » يعني من تركم و نيز گفته شده است كه لفظ تركمن براي تمايز آنها از تركها به آنها داده شده است كه نخست « ترك مانند » بوده و در اثر كاربرد در طي زمان و به مرور « تركمن » تغيير شكل يافته است.
به هر صورت ، تركمن ها گروهي زرد پوست بوده اند كه نخست در مغولستان سكونت داشته اند و سپس كم و بيش به طرف غرب منطقه و تركمنستان آمده اند ، در ضمن در طي زمان به تدريج با غير تركمن ها مخلوط شده اند .
در « برهان قاطع » آمده است كه اغوذ ها ( تركمن ها ) ، نخست در مغولستان زندگي مي كردند ، در كتيبه ي اورخان كه متعلق به قرن هشتم است از آنها ذكر شده است ، ولي مورخان آنها را ترك و نه تركمن ، به حساب آورده اند در دايره المعارف چيني قرن هشتم گفته شده است كه تركمن ها در غرب زندگي كرده و در آنجا « تو - كو – مونگ » خوانده مي شدند از طرفي مي توان گفت كه « تو - كو – مونگ » نام ديگر كشور « آلان » است كه مردم « اغوذ » در قرن دهم در آنجا زندگي مي كردند ، در حال حاضر تركمن ها در تركمنستان شوروي و تركمن صحراي ايران زندگي مي كنند.
بعضي از گروههاي تركمن نيز در افغانستان ساكنند ، گروهي از تركمن ها درياي خزر را دور زده و هم اكنون در تركيه و عراق به سر مي برند. 
تركمن بودن سه شرط اساسي دارد : 
1 ) هر تركمن بايد در شجره ي تركمن ها جاي داشته و يا اينكه از نوادگان فرزندان دست دوم تركمن باشد .
2 ) بايد بتواند به لهجه تركمني صحبت بكند .
3 ) سرانجام مسلمان سني حنفي باشد . 






تركمن ها گروهي از زرد پوستان آسياي ميانه هستند كه به دلايل گوناگون طبيعي و اجتماعي به طرف جنوب منطقه هجوم آورده اند ،اين گروه در مناطق تركمنستان واقع در جماهير شوروي و تركمن صحراي ايران ساكن شده اند
آنان داراري جدي افسانه يي به نام « اغوذ خان » ( Oghuz Khan ) هستند ، كه تمام گروهها و زير گروههاي تركمن از او منشعب شده اند 
تركمنهاي مسلمان ، از شاخه ي حنفي و اهل سنت بوده و به لهجه تركمني كه متعلق به گروه زباني « اغوذ » يا « تركي جنوب غربي » بوده و به زبان هاي آذربايجاني و تركي استامبولي نزديك است صحبت مي كنند ( منگز « Menges‌ » ، 1967‌ ) 
از لحاظ فرهنگي و اجتماعي مشابهات زيادي با زرد پوستان آسياي ميانه ( مانند گروههاي قزاق و قرقيز ) دارند ( آيرونز « Irons » ، 1975 ) 
تركمنها در طي ساليان دراز با گروههاي بومي مخلوط شده اند 
بازسازي تاريخ تركمنها بسيار مشكل است ، ( ابوالقاضي بهادر خان ، 1907 ) ، خان خيوه در قرن يازدهم راجع به شجره تركمنها كتابي نوشته است ، بر طبق منابع شفاهي و شجره يي ، تركمنها
در منطقه شمال درياچه « ايشيق گل » (Ishiq gel) در حدود شش هزار سال پيش زندگي مي كرده اند (بوگوليوبف«Bogoliouboff» ،1979 ) . منابع فوق نشان مي دهد كه تركمنها متعلق به شمال مغولستان بوده اند
بيشتر مورخان عقيده دارند كه تركمن ها از مشرق (خاور زمين ) مهاجرت كرده اند.
آنها در قرن ششم ميلادي در نزديكي سير دريا (سيحون) مي زيسته اند و بعدا به قسمتهاي جنوبي آمو دريا (جيحون ) و مرو مهاجرت كرده اند

 نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 9:55   توسط مهدی کر  |  |



سلطان محمد فاتح هفتمین و قدرتمندترین سلطان از تبار ترکمنان عثمانی میباشد .


در سال 1453 میلادی سلطان محمد فاتح با تجهیز و تدارک سپاهی بزرگ و مجهز و دلاور رهسپار فتح بزرگترین و قویترین پایگاه مسیحیت و ابرقدرت روم شرقی یعنی شهر قسطنطنیه(استانبول فعلی) شده و این شهر را پس از 53 روز محاصره و ر شادت بینظیر که شرح آن در این مجال اندک ممکن نیست , فتح نموده و امپراتور روم نیز بهمراه عده ی بیشماری از جنگجویان و شوالیه های منتخب کشته میشود و پس از 2000 سال پرچم اسلام بر فراز این شهر به احتزاز در آمده و افتخاری دیگر برای ملت ترکمن اینکه اولین اذان پس از فتح قسطنطنه توسط یک جوان دلاور ترکمن بر فراز بلندترین بنای شهر به صدا در میآید , در وصف شکوه و قدرتمندی شهر قسطنطنیه همین بس که در آن زمان نقل قولی رایج بوده به این مضمون که اگر همه ی جهان یک دولت شود قسطنطنیه پایتخت آن خواهد بود .

 با توجه به وعده ی پیامبر اسلام مبنی بر اینکه فاتحان قسطنطنیه-روم بهترین سرداران و سربازان اسلام هستند , سلاطین و امرای بسیاری از صدر اسلام تا آن زمان برای تحقق وعده ی نبوی و کسب این افتخار بزرگ اقدام به محاصره ی این شهر نموده بودند که بالاخره این افتخار نصیب سردار و سلطانی از تبار پاک ترکمن شد . نمایان شدن مزار مطهر ابو ایوب انصاری صحابه ی معروف و بزرگ پیامبر اسلام که در اصنای اولین محاصره ی این شهر در سال 51 هجری به شهادت رسیده و در پای دیوار دفاعی شهر به خاک سپرده شده بود از دیگر وقایع بزرگ این حماسه میباشد . سلطان محمد فاتح از نظر شخصیتی و به نص تاریخ همانند همه ی اجداد ترکمن فردی شجاع , دانشمند , معتقد و پرهیزگار بوده و رفتار انسانی وی با مردم و اسرا برگ زرینی در فتوحات و جنگهای تاریخ میباشد . این جنگ و فتح بزرگ یکی از وقایع مهم و عوض کننده ی مسیر تاریخ جهان میباشد . در این پیکار و فتح بزرگ تعداد زیادی از دلاوران , امرا و بزرگان ترکمن و غیر ترکمن به شهادت میرسند . روحشان شاد و یاد و نامشان گرامی 

 نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 9:32   توسط مهدی کر  |  |
آیا تاکنون می دانستید که "گرگان"یک نام و کلمه ای ترکمنی است و از مفاهیم و معانی عمیق و متنوعی برخوردار است.
- گورگن :منطقه ای انبوه و سرسبز
- گورگین :اقلیم دیدنی ( از نظر زیبایی و سرسبزی )
- گور کن :منطقه ای بسیار انبوه ( گور )
- قورقین و …
در طول هزاران سال ، آباء و اجداد ترکمن ها همانند امروز ، در طول و عرض سه رودخانه گورگن ( گرگان ) و اترک ( جمع ترک ها )و قره سو می زیستند و بر همین اساس در فرهنگ ترکمن گورگن (گرگان )ارزش ، جایگاه و منزلت ویژه ای دارد.
- به ترکمن هایی که در کناره رودخانه گرگان زندگی می کردند "گرگان بوی" می گفتند. هنوز هم اهالی کومیش دفه ساکنین حوجا نفس ، قارقی و اومچلی را " گرگان بویلی " می خوانند.

- نام شهر تاریخی گورگن ( که عرب ها آنرا جرجان گویند)برگرفته از رودخانه کهن و تاریخی ترکمن ها یعنی گرگان است،این شهر تاریخی در حاشیه گنبد کاوس فعلی واقع است و بیشترین رونق و توسعه را در عصر سلجوقیان(که ترکمن ها حاکم بودند) داشته است.در واقع گرگان واقعی و تاریخی در گنبد قرار دارد.

- منطقه استرآباد که آن نواحی را نیز اخیرا" گرگان نامیدند از نام این رودخانه گرفته شده است.رضا پهلوی که نام استر آباد را شایسته مرکزیت منطقه نمی دانست و استر را با قا طر اشتباه گرفته بود دستور داد بررسی کنند که چه نامی در منطقه زیبا تر است . به او گفتند تر کمن ها رود خا نه ای دارند که نامش گرگان است و رضا شاه از این نام خوشش آمد و شهر گرگان فعلی را به این نام ترکمنی مزین کرد.( البته رضا شاه نمی دانست که نام قبلی گرگان امروز استر آباد نبوده بلکه استارآباد بوده است- استار به معنای ستاره)
- در شناسنامه های اهالی آق قلا نام بخش "گورگن بوی " ثبت شده است.
- در قدیم رودخانه گورگن از منطقه اومچلی به سمت دریا به دو شاخه تقسیم شده بود ، یک شاخه آن از کومیش دفه عبور می کرد که آنرا " گرگان علیا " می نامیدند و شاخه دیگر آن از حوجا نفس می گذشت که آنرا نیز " گرگان سفلی " می خواندند.
- ترکمن ها ، در انتخاب نام و فامیل خود اسم " گر گان " را بیشتر بکار می بردند. مانند :گرگان حاجی ،گرگان قلی ،گورگن ،گرگانی ،گرگانلی ،گورگنلی ،جرجانی و …
- مختومقلی عارف و شاعر نامی ترکمن دروصف طبیعت و ساکنین حاشیه رود گرگان چنین می سراید:
"گرگانینگ"
اونگوندن بلند داغ، سرینده دومان
دنگیزدن اوویسر یلی گرگانینگ

بولوت اویناپ ، دولساچایلارا باران
آقار بوز بولانیپ سیلی گرگانینگ

توقایلاری باردیر قارقی- قامیش لی
گوزل لری باردیر آلتین کوموش لی

بوز گوسفند،قیر ییلقی،قارا گاومیشلی
آرغالی گاو بولار مالی گرگانینگ

خاطار لانشیب دوران اینر،مایالار
آغیر بزیرگن لر، تجار ایه لر

سنگر یکلاپ، آبانیپ دوران قایالار
اونگی-آردی ساغی سولی گرگانینگ

ییگیت لری تورمه شال قوشار بیلینه
ماله ییر مارالی چولی گرگانینگ

مختومقلی، ایلدن ایله آرالار
هجران تیغی بیلن باغرین پارالار

قولون ساللاپ مارال قاباق پری لر
اینر اولومیندان دالی گرگانینگ

 نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 9:18   توسط مهدی کر  |  |
مطالب اخير
فهرست اصلي
نوشته هاي پيشين
آرشيو مطالب
فتح قسطنطنیه و تحقق وعده ی پیامبر اسلام
تاریخ وقبایل ترکمن
ریشه کلمه ترکمن
دانلود رمان ترکمنی
دانلودآهنگهای بهترین خوانندگان پاپ ترکمنستان
دانلود بهترین لالایی ها ( هودی لر اوز بالانزا)
دانلودآهنگهای خوانندگان ترکمن( دوتار)
تاریخ ترکمن
داستانهای ترکمنی
گالری عکس اسب ترکمن
عبدالرحمن اونق نویسنده مشهور آغزلی اوبه
تصاویر خنده دار
تغذیه سالم
شعرای ترکمن
دانلود یاهومسنجر
بازی ترکمنی
غذاهای سنتی ترکمنی
درباره اسب ترکمن
دانلود گلچینی از آهنگهای ترکمنی
گالری عکس
دانلود فیلم ترکمنی
لطیفه های با مزه
دانستنیها
دانلود کتاب الکترونیکی جذاب ومفید
داستانهای کوتاه
عکسهای دیدنی قدیمی ترکمن صحرا
دکلمه ترکمنی
تنزیل کل قرآن به صورت صوتی
نرم افزارهای قرآنی موبایل
دانلود آهنگهای زیبای ترکمنی (پاپ)
دانلودگلچینی از بهترین آهنگها ی ترکمنی
دانلود بهترین آهنگهای خوانندگان ترکمن( دوتار)
دانلود فول آلبوم خوانندگان مرد فارسی
دانلود فول آلبوم خوانندگان زن فارسی
دانلود آهنگ خارجی
موزیک ویدئو فارسی
موزیک ویدئو خارجی
دانلود فول آلبوم خوانندگان ایرانی
دانلودموزیک ویدئو ترکمنی
دانستنیها ورسم ورسوم در بین ترکمنها
دانستنیهای پزشکی - علمی 0044
آیا میدانید که ؟
کتابهای الکترونیکی آنلاین ترکمنی
دانلود موزیک ویدئو ترکی
دانلود فیلم خارجی
دانلود فیلم ایرانی
لباسهای ترکمن
عید قربان -- قربانی نفس
طوایف ترکمن
گذری بر گذشته ترکمن --- دانستنیها در مورد ترکمنها
دانلود موزیک عربی
دانلود موزیک ویدئو هندی
دانلود گلچین بهترین آهنگها
فول آلبوم خوانندگان خارج
آهنگهای پیشواز ایرانسل وهمراه اول ترکمنی
تمامی اتاق چت ایران
دانلود کلیپهای حوادث واقعی
دانلود تقویم سال 1392
نامهای اعضای بدن به زبان ترکمنی
دانلود آهنگ ترکمنی mp3
دانلود موزیک ویدئو ترکمنی
دانلود آهنگهای زیبای ترکمنی
دانلود سخنرانیهای استادان بزرگ
دانلود ترکمن ساز لاری
دانلود موزیک ویدئو ترکمنی جدید
فول آهنگهای بسیار زیبای خوانندگان ترکمن زبان
دانلود کل آهنگهای دوران دفاع مقدس
تصاویر متحرک
موزیک ویدئو بسیار زیبای ترکمنی
دانلودگلچینی از بهترین آهنگهای شاد ترکمنی
ترکمن حکایت لری
شجره قوم ترکمن -- ترکمن های قدیم زمان
درمورد قوم ترکمن
نحوه نامگذاری روستا های ترکمن صحرا
درباره گنبد قابوس ( برج قابوس )
حضرت خالد نبی
اقوام ونژادهای ایران
دانلود فیلم آموزش نمازاهل سنت مذهب حنفی
عکسهایی از لباس - فرش . . . سنتی ترکمن ها
تصاویر متحرک بسیار دیدنی جذاب
دانلود تقویم سال 1393 - فرهاد قائمی ترکمن
بیوگرافی وآهنگهای یوسف دیبایی
دانلود آهنگهای ترکمنی نسل جوان
دانلود آهنگهای بسیار زیبا وشنیدنی قرآنی ترکمنی
دانلود سخنرانیهای استادان بزرگ ترکمن صحرا
دانلود دکلمه زیبای سحر از رسول الاه
دانلود فیلم بسیار زیبای ترکمنی به نام قاراشیان
دانلودموزیک ویدئو ترکمنی قدیمی
دانلود موزیک ویدئو جمال ساپاروا - jemal saparowa
دانلودکل موزیک ویدئو لیلا شادردی - leyla shadordiw
دانلود موزیک ویدئو آتابای - atabay
موارد ديگر

امارگیر حرفه ای سایت






Copyright © 2010 All Rights Reserved by http://www.blogfa.com | Design by : turkmensehra0044